پرويز اذكائى
86
فهرست ما قبل الفهرست ( آثار ايرانى پيش از اسلام ) ( فارسي )
در باب پيوند دين و دانش در ايران كه مكرّر شد ، بر خلاف جدايى اين دو در يونان ، از جمله تاريخنگار دانشمندى چون « اولمستد » چنين اظهارنظر كرده است كه حكمت يونانى از همان اوّل اگر بطور قاطع منكر خدا نبود ، بههرحال خدايى نمىشناخت . پژوهندگان شرقى خورسند بودند كه گيتىشناسىهايى را كه از عهد باستان مقدّس شمرده مىشد و آفرينش را به ايزدان بومى نسبت مىداد بازگو كنند . انديشمندان يونى بر خلاف مىخواستند براى خود سازمانگردون را كشف كنند . با اين حال ، حتى در جستجوى گوهر آغازين نمىتوانستند خود را كاملا از نفوذ فكر شرقى آزاد سازند . طالس اين گوهر را آب شناخت . . . ، آناكسيماندر هم گوهر آغازى را همان « هباء » تيامات بابلى دانست . پس از كشورگشايى پارسيان ، هراكليتوس افسوسى چنان سخن مىگويد كه دانسته مىشود يونانيان با دين پارسى تماس يافتهاند ، چون وى مغان را همرده با ديگر اصحاب نظر ياد مىكند . . . ، ديگران هم مثل اناكسيمنس ، انكساگوراس ، گزنوفان و . . . ديگر فرزانگان ، در جستجوى گوهر آغازين همان تأثّرات را يافتند . . . » « 1 » . در باب تأثيرات حكمت ايرانى بر فلسفهء يونانى - كه داستان بس مفصّل و عبرتآميزى دارد - با وجود توطئهء سكوت نويسندگان اروپايى عصر جديد يا اعراض ايشان از اين حقيقت تاريخى محض ، باز كم مطلب و تحقيق هم از قلم خود ايشان صورت صدور نيافته است ، كه در اينجا مطلقا مجال اشارتى حتّى به اهمّ آنها نباشد ؛ ولى اين فقره قابل ذكر است كه هم به قول اولمستد : « يونانيان علم شرقى را از آن خود مىساختند ، معمولا بدون آنكه - به خصوص - سرچشمههاى آن را يادآور شوند ، و سپاسگزار باشند » [ همان ، 211 ] . قضيهء كتمان منابع يا حقناشناسى و ناسپاسى حكيم يونانى ، از جمله و بهويژه در مورد افلاطون آتنى كه نگرههاى بنيادين فلسفهء مينوگرايى او دربست انتحال آراء مغان فرزانهء ماد باستان و زردشت سپيتمان ايرانى است ، چنان خاطر محقّق حسّاس و منصفى مثل آدولف برودبك را مكدّر ساخته ، كه در كتاب « زردشت » خود ( 1893 م ) ضمن بيان تأثير انديشهء ايرانى بر فلسفهء يونانى - خصوصا موضوع « فروهران » كه بكلّى در نظريهء « مثل » افلاطون دخيل است - او را يك « غارتگر » تمامعيار توصيف نموده است . بايد گفت كه افلاطون تنها از اين بابت سرزنشپذير نيست كه اين چونين فلسفهء پندارگرايى
--> ( 1 ) . History OF the persian Empire , p . 211 .